ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

287

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

كرد و به امان تصرف نمود . بكتمر در امارت خلاط بماند و حكومتش به دراز كشيد و ميان او و صلاح الدين فتنه‌ها و جنگها برخاست . تا آنگاه كه در سال 589 صلاح الدين بمرد و او بسى شادمان كرد . بكتمر از آن پس عبد العزيز ناميده شد و سيف الدوله لقب يافت . و اللّه تعالى اعلم . مرگ بكتمر و حكومت آقسنقر بكتمر در آغاز حكومتش اقسنقر يكى از موالى شاه ارمن را بر كشيد . او هزار دينارى لقب داشت . به كمتر دخترش را به او داد و او چندى بر اين حال ببود . سپس از بكتمر آزرده شد و در كمين قتل او نشست . چون صلاح الدين از جهان برفت از ميافارقين بيامد و در فرصتى كه بدست آورد در سال دهم حكومتش او را به قتل رسانيد . اين واقعه دو ماه بعد از وفات صلاح الدين بود . سپس خلاط و ارمينيه را در تصرف آورد و پسر به كمتر را با مادرش در يكى از فلاع به حبس افكند . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم . وفات آقسنقر و حكومت محمد بن بكتمر در سال 594 ، اقسنقر هزار دينارى پس از پنج سال حكومت بمرد و حكومت خلاط به دست خواجه تاش [ 1 ] او قتلغ ارمنى افتاد مردم خلاط از او خشنود نبودند . اين بود كه پس از هفت روز كه از حكومتش رفته بود ، برجستند و او را كشتند و محمد بن بكتمر را از زندان بيرون آوردند و پادشاهى دادند و او را الملك المنصور لقب دادند . شجاع الدين قتلغ قفچاقى دوات دار شاه ارمن زمام كارهاى دولت او را به دست گرفت و تا سال 603 همچنان فرمان راند . سپس محمد بن بكتمر . شجاع الدين را بگرفت و در بند كرد . او مردى نيكسيرت بود . مردم از اين عمل ناخشنودى نمودند و سپاهيان برآشفتند . محمد از آن پس سرگرم لذات خود شد . مردم خلاط و لشكريان عليه او بسيج شدند . رئيسشان بلبان مملوك شاه ارمن بود . به ارتق بن ايلغارى بن البى صاحب ماردين نامه نوشتند و او را به فرمانروايى دعوت كردند . زيرا پدر او قطب الدين ايلغارى فرزند خواهر شاه ارمن بود . چندى بعد بلبان عصيان آغاز كرد و در ملازگرد جماعتى از سپاهيان بر او گرد آمدند . فرو افتادن پسر بكتمر و استيلاى بلبان بر خلاط و اعمال آن بلبان شهر ملازگرد و اعمال آن را بگرفت و سپاهيان بر او گرد آمدند و او آهنگ خلاط كرد .

--> [ ( 1 ) ] متن : حجراشتد .